خداحافظ
با تشکر از دوست خوبم آقای يوسفی که تو اين ۳ سال در اداره ی سايت و وبلاگ بهم کمک می کرد و زحمتاش رو به گردن می گرفت..
اگر بار گران بوديم رفتيم
اگر نا مهربان بوديم رفتيم
خداحافظ
چت و عواقب آن
يه شوخی جدی !
اينم از عواقب امروزی چت
ASL PLS
پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نيستم؟
دختر: سلام. خواهش می کنم.?asl pls
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر: تهران/نازنين/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسی!شما مجردين؟
پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردين؟
دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالی!واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟
پسر: من بچه تجريشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چی؟
دختر : خيابون دربند؟ کجای خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چی؟
دختر: اسم فاميلی شما چيه؟
پسر: من؟ حسينی! چطور؟
دختر: چی؟وحيد تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه می دونين...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت ميدی؟می دونم به فريده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزی نمی گم!
دختر: او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستی من بايد برم عمو فريبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای......
از نويسنده ی وبلاگ عشق تولدی دوباره
بد اخلاقی های روز مره ی ما
سخن درشت/ تند
I ran into a stranger as he passed by,
بامردي كه در حا ل عبور بود برخورد كردم
"Oh excuse me please" was my reply.
اوو!! معذرت ميخوام
He said, "Please excuse me too;
من هم معذرت ميخوام
I wasn't watching for you."
دقت نكردم
We were very polite, this stranger and I.
ما خيلي مؤدب بوديم ، من واين غريبه
We went on our way saying good-bye.
خداحافظي كرديم وبه راهمان ادامه داديم
But at home a difference is told,
اما در خانه چيزي متفا وت گفته ميشه
how we treat our loved ones, young and old
با آنهايي كه دوست داريم چطور رفتار ميكنيم
Later that day, cooking the evening meal,
كمي بعد آنروز، در حال پختن شام
My son stood beside me very still.
پسرم خيلي آرام كنارم ايستا د
As I turned, I nearly knocked him down.
همينكه برگشتم به اوخوردم وتقريبا" انداختمش
"Move out of the way," I said with a frown .
" اه !! ازسرراه برو كنار"
بااخم گفتم
He walked away, his little heart broken.
قلب كوچكش شكست ورفت
I didn't realize how harshly I'd spoken.
نفهميدم كه چقدر تند حرف زدم
While I lay awake in bed,
وقتي توي تختم بيدار بودم
God's still small voice came to me and said,
صداي آرام خدا در درونم گفت
"While dealing with a stranger, common courtesy you use,
وقتي با يك غريبه برخورد ميكني ، آداب معمول را رعايت ميكني
But the children you love, you seem to abuse.
اما با بچه اي كه دوست داري بد رفتار ميكني
Go and look on the kitchen floor,
برو به كف آشپزخانه نگاه كن
You'll find some flowers there by the door.
آنجا نزديك در چند گل پيدا ميكني
Those are the flowers he brought for you.
آنها گلهايي هستند كه او برايت آورده است
He picked them himself: pink, yellow and blue .
خودش آنها را چيده: صورتي و زرد و آبي
He stood very quietly not to spoil the surprise,
آرام ايستاده بود كه سورپريزت بكنه
and you never saw the tears that filled his little eyes."
وهرگز اشكايي كه چشماي كوچيكشو پر كرده بود نديدي
By this time, I felt very small,
در اين لحظه احساس حقارت كردم
and now my tears began to fall .
واشكام سرازيرشدند
I quietly went and knelt by his bed;
آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم
"Wake up, little one, wake up," I said. "
بيدار شو كوچولو ، بيدار شو
Are these the flowers you picked for me?"
اينا گل ها ين كه تو برام چيدي؟
He smiled, "I found 'em, out by the tree.
او خنديد? اونارو كنار درخت پيدا كردم
I picked 'em because they're pretty like you.
ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن
I knew you'd like 'em, especially the blue ."
ميدونستم دوستشون داري ، مخصوصا" آبيه رو
I said, "Son, I'm very sorry for the way I acted today;
گفتم پسرم واقعا" متاسفم ازرفتاري كه امروز داشتم
I shouldn't have yelled at you that way ."
نميبايست اونطور سرت داد بكشم
He said, "Oh, Mom, that's okay. I love you anyway."
گفت :اشكالي نداره من به هر حال دوستت دارم مامان
I said, "Son, I love you too,
گفتم :من هم دوستت دارم پسرم
and I do like the flowers, especially the blue."
و گلهارو هم دوست دارم ، مخصوصا" آبيه رو
عنوان : نقدی بر ويروس اسلامی يوسف علی
بسم الله الرحمن الرحیم
درابتدا شرط انصاف بر اینه که از سازندگان این پدیده ی نرم افزاری تقدیر و تشکر فراوانی داشته باشم . شاید خودم هم با نگاه اول از خوندن ورود چنین برنامه ای به صحنه ی شبکه ی اینترنت خیلی خوشحال شدم . اما در جای خود بر این مساله نقدهای غیر قابل عبوری وارد است که خدمتتون عرض می کنم :
آیا استفاده از آیات قرآن کریم و هم ردیف شدن این کلمات با نام ویروس شایسته است ؟
آیا این پدیده علاوه بر جلوگیری از انجام مشاهدات ناپسند ، تا ثیر خوشایندی در مسیر جذب نیز در بر دارد ؟
آیا این پدیده ی نرم افزاری موجب انزجار بیشتر غیر معتقدان دینی به آیات الهی و اسلام نمی شود ؟
برای توضیح بیشتر این مطلب بد نیست به گذشته سفری داشته باشیم و تنها مقدماتی رو با هم مرور داشته باشیم ..
ملموس ترین مطلب در این مورد برای اکثر هموطنان ما قابل مشاهده بوده است اما در کجا ؟
متاسفانه به علت عدم آشنایی لازم با روش جذب ، برخی از مردم چه در مسئولین و چه غیر مسئولین روش تهاجمی و غیر مدبرانه ای رو در برابر دفع منکرات پیش می گرفتند و نتیجه ی این مورد در حال حاضر به وضوح در بین مردم ما دیده می شود .
مطلب بعدی .. اشاره می کنم به حادثه ی 11 سپتامبر . حتما در فیلم محاصره عزیزان یادشون هست ...
لازمه زمینه رو فراهم کنم و یادآوری کنم که دشمن بیشترین فشار تبلیغات ضد فرهنگی خودش رو از طریق به کار گیری روانشناسان زبده و کار کرده پیگیری می کنه . به گفته ی یکی از اساتید روانشناسمون .. تا سال 2020 تمام مراکز و مدیران باید مجهز به آگاهی در زمینه ی علم روانشناسی باشند و تمام مدیران روان شناس خواهند بود .
از تبلیغات کالا گرفته تا نحوه ی مدیریت شرکت ها و ادارات و مغازه ها و نحوه ی فروش محصولا ت و .. و .. و ...و بسیاری از موارد دیگر . این نکته ای است که متاسفانه ما و کلا جهان اسلام از آن غافله .
ما کار انجام می دهیم . نمی گم کم . شاید زحمات و خدمات بسیار ارزنده ای هم صورت بگیره اما ... نسبت به میزان بهره بری و تاثیرات روانی آن در افرد غافلیم . راستی چقدر سعی می کنیم در کارهامون از نظرات یک روانشنای بهره مند بشیم . اینها مقدمه بود برای این نکته :
فیلم محاصره رو به خاطر بیارید . در طول فیلم از آهنگها ، و نغمات مختلفی استفاده شد . اما به محض اینکه به بدترین و منزجرانه ترین لحظات فیلم نزدیم می شه ناگهان نغمات اذان و الله اکبر به گوش میرسه . یعنی چی ؟ یعنی یک تاثیر عمیق قلبی. چیزی که خیلی با ظرافت زیاد و چند بعدی ، برای ایجاد حس تنفر به اسلام روش کار شده .
از لحاظ روانی وقتی من حادثه ای دلخراش رو با واقعه ای دیگه همزمان درک کنم نسبت به اون واقعه یک حالت ترس و فرار ناخودآگاه پیدا می کنم . وقتی با چنین اتفاقی صدای اذان به گوش یک فرد غیر مسلمان میرسه به طور ناخود آگاه و غریزی نغمات اذان طوری برای شخص جا میفته که از این به بعد هر وقت با اون نغمه روبرو شد یاد یک واقعه ی دلخراش افتاده و از این حس فرار میکنه ویا برعکس با دیدن یک حادثه ی غم انگیز نغمه ی ازان در ذهنش تداعی میشه. یعنی سعی می کند از این نغمه و آنچه که در دنباله ی آن وجود داره فرار کنه . از اسلام . از خدا ....
خوب حالا موضوعی دیگه . ..
تا به حال شده کسی رو بخواید نسبت به عملی یا خواسته ای مطلع کنید اما ترس از مخالفت وی داشته باشید ؟ مثلا من از پدر یا مادر خواسته ای دارم . اما ترس برخورد و مخالفت از سمت ایشان را دارم . سعی می کنم خیلی آهسته و به تدریج به مطلب نزدیک شم . یعنی تا دقایقی و مسیری از لحاظ گفتاری و موضوع صحبت با ایشان به طور موازی حرکت می کنم و بعد کم کم به حاشیه می روم . از نظر کارشناسان و روانشناسان این امر تایید شده که اگر چیزی رو خواستیم مطرح کنیم هیچ وقت به طور مستقیم بیانش نکنیم تا ناگهان با یک حرکت تدافعی روبرو بشیم . جای تعجب نداره و این یک چیزی فطری و غریزی هستش .
من و شما هم اگه مطلبی مخالف خواسته ی ما رو بیان کنند ناگهان نسبت بهش حالت تدافعی می گیریم . لذا نیروهای غیر خودی برای رواج معضلات غیر فرهنگی از روش ( به تعبیر من ) " موازی – دوربرگردان" استفاده می کنند . یعنی اول کمی از راه رو با شخص همراهی می کنند بعد کم کم خواسته های خودشون رو مطرح می کنند و به صورت غیر محسوس مسیر انسان رو حتی گاها تا 180 درجه تغییر می دهند . طوری که وقتی بعدا متوجه بشیم شاید حتی راهی برای برگشت نداشته باشیم .
متاسفانه ما از این ابزار روز دشمن در جهت نیل به اهداف خود بی بهره ایم . آنجا که رهبر عزیزمون می فرماید ما با تهاجم فرهنگی مقابله کنیم یعنی چه ؟ جنبش نرم افزاری یعنی چه ؟ در کنار تمام اینها ما باید به علم روز دشمن آگاهی داشته باشیم و درست از همون ابزار به ضرر خود دشمن و به نفع خودمون استفاده کنیم . و حتی علاوه بر تدافع حرکت تهاجمی مدبرانه و موثری در موارد فرهنگی رو هم داشته باشیم . تنها و تنها راه مقابله همین است و همین .
یکی از مبلغان روانشناس ما که همگی نسبت به ایشون خصوصا جوانان شناخت ویژه ای دارند ( حتی به گفته ی خود ) همیشه برای بیان اون نتیجه و مطلب اصلی گفته های خودش رو از دورترین نقاط جلوه می ده و از اون ها در حاشیه ی کلام استفاده می کنه . یعنی مطلب اصلی رو هیچ گاه مستقیم بیان نمی کنه و میزاره اون رو اتفاقا به جای تاکید بیش ار حد ، گذرا و اما تاثیر گذار بیان می کنه . تا تاثیر تدافعی نداشته باشه .
حالا با در نظر گرفتن این همه مقدمات میرسیم به اصل کلام ...
فرض کنید می خواید برید داخل یک سایت کاملا اخلاقانه تا هدف و خواسته ای رو با مشاهده ی اون سایت برآورده کنید . به جای باز شدن سایت با یک پیغام خطا روبرو می شید . مخصوصا اگر ورود به اون سایت برای شما حیاتی هم باشه ( مثلا دیدن نتایج کنکور ) چه عکس العملی نشون می دید ؟ احتمال غریب به یقین به کامیوتر و پدر جد کامییوتر بد و بیراه می گید و اگر پیغام خطا خیلی گیر باشه سعی می کنید با عصبانیت این معضل بی غواره رو با شدت عصبانیت از صفحه روزگار مونیتور محو کنید .
حالا خدای ناکرده خدای ناکرده زبونم لال یکی شیطونی می کنه و می خواد بره تو سایت از ما بهترون . این کاملا واضحه در مواردی که شهوت انشان به اوج خودش میرسه میزان فعالیت های عقلی انسان در نهایت خودش افت پیدا می کنه و فقط معیارهای غریزی آدمی در اونجا حکم فرما میشه . یعنی هر مانعی در این مسیر اگر با برنامه ریزی نباشه و این شخص هم پیش زمینه ی قبلی داشته باشه که دیگه چشم دیدن هیچ چیزی جز اون سایت ( به ظاهر )محبوب خودش رو نداشته باشه در اون لحظه هر موجودی که سر راهش سبز بشه ( خصوصا اگر نسبت به این موجود ناخواسته هیچ ارادتی نداشته باشه ) در نظرش از منفورترین موجودات عالمه تا این که به هدف و خواسته ی خودش برسه . به اون نکته ی پرانتری ارادت خیلی توجه کنید .
حالا بیایم سراغ این پدیده ی نرم افزاری ویروس اسلامی . شخصی با همین حالات که توصیف شد می خواد بره به ملاقات یک سایت محرک و شهوتناک . یک پدیده ی ناخواسته در قالب آیات قرآنی سر راهش قرار می گیره . یه مروری به مقدمات خصوصا اون نغمه های اذان داشته باشید و بعد کمی در مورد این مطلب تامل کنید .
اگر اون شخص کسی مثل من به ظاهر مسلمون باشه تا حدی نسبت به این موضوع منعطفانه تر برخورد می کنه و شاید مقداری از اون شدت عکس العملم کاسته بشه و حتی اگر از خواسته ی شیطنت آمیز خودم برگردم جای تعجب هم نیست . اما در نظر یک غیرخودی و نا آشنا به آیات قرآن هم آیا همین عکس العمل رو خواهیم دید ؟؟؟ آیا وافعا این شخص با این روش شیفته و مجذوب آیات زیبای الهی خواهد شد یا اینکه برعکس بدترین عکس العمل رو در قبال چنین مشاهده ای از خودش ارائه می ده .
اگه یک غیر مسلمون باشه طبیعی ترین حالت اینه که به قرآن و هر چی مسلمون روی زمینه بد و بیراه می گه . شایدم اگه مسلمونی بغل دستش باشه دوست داره سربه تنش نباشه . در ضمن این تازه اول ماجراست . بعد از ماجرا چی میشه ؟ می تونه اثری رو در این شخص بزاره که دفعه بعد نسبت به شنیدن یا دیدن آیات قرآن حالت تدافعی بیشتری از خودش نشون بده .
اما یک امر مثبتی در این زمینه هست که نباید نسبت بهش بی توجه باشیم و اون چیه ؟ آیا راهی بهتر از این به فکر کسی میرسه که با یک پدیده ی نرم افزاری این چنینی ( من اسمش رو نمی ذارم ویروس ) به راحتی و با گذشت زمانی کوتاه آیات قرآن در سراسر شبکه اینترنتی ( مانند گرد گلی که در مسیر وزش باد قرار گرفته ) در هر سوی این دهکده ی جهانی پراکنده بشه و به مشاهده ی تمامی افراد این کره ی خاکی برسه ؟ اون هم با سرعتی قابل توجه !
پس ما با دو نکته روبرو شدیم :
1- پخش سریع قسمتی از آیات قرآن به سرعت در سرتاسر شبکه ی جهانی اینترنت
2- احتمال زیاد عکس العمل ها و تاثیرات منفی این آیات حداقل در افراد غیر مسلمان
راه حل :
اینجا باز باید برگردیم به همون قانونی که من اسمش روگذاشتم روش موازی – دوربرگردون
یعنی اول ملایمت ، انعطاف و بعد کم کم شخص با گذشت چند مسیر پی در پی و غیر مستقیم به اون هدف نهایی برسه ، طوری که برای لحظاتی اون هدف اصلی خودش رو فراموش کنه . فکر می کنم همین اشاره ی مختصر برای راه کار منظورم رو رسونده باشه .
مطلب دیگه ای که در سئوالم پرسیده بودم .
ایا درسته واقعا من آیاتی از قرآن رو با نام ویروس به خورد مردم بدم ؟ آیا این پایین آوردن ارزش این آیات بزرگ و الهی نیست ؟ ویروس چه در فرهنگ کامیوتر و چه در علم پزشکی عموما به عنوان یک پدیده ی ناخواسته و مزاحم و زیان آور شناخته شده و گذاشتن این اسم روی یک پدیده ی نرم افزاری که حاوی و حامل آیات نورانی الهی هست امری کاملا ناپسند و غیرمدبرانه هست .
از اینکه عرایضم به درازا کشید از تمامی خوانندگان محترم پوزش می طلبم .
با آرزوی موفقیت
محمد سعیدمحمدی
22/6/84
و اين هم مناجات حضرت امير به درخواست تعدادی از دوستان ..
بدين طريق به اطلاع مي رساند ..
نمابازار ..بزرگترين سايت فروش آنلاين ( به نقل از سايت هاي الکسا و آمازون ) و اولين پژوهشکده ي تجارت آنلاين از شما گراميان دعوت مي نمايد تا جهت انجام کليه ي امور خريد - فروش و تبليغات در داخل و خارج کشور به اين سايت مراجعه نموده و از مزاياي آن در سرتاسر ايران برخوردار شويد .
باتشکر
مدير بخش ارتباطات خارجه
محمد سعيدمحمدي
يه اسمون پر ستاره سلام.
بسم الله الرحمن الرحيم
يه دنيا ستاره ی دنباله دار سلام .
ديدم آيينه ی احساس بار و بنديلش رو داره جمع می کنه گفتم جا داره که بگم . سه سال پيش اون موقع ها که هنوز اينقده وبلاگ بازيا گل نکرده بود آيينه ی احساس بهم گفت چرا وبلاگ نمی زنی ؟ منم اون موقع ها خيلی از وبلاگ سرم نمی شد . خلاصه به پيشنهاد و راهنمايی ايشون يه وبلاگ ثبت کرديم اما چيزی بلد نبودم بنويسم . گذشت تا اينکه رسيد به عيد غدير . مقاله ای ۱۰-۱۲ صفحه ای نوشتم در مورد غدير که تو حوزه ۱۳۱ والفجر برگزيده شد . خوب .. اينم شد بهونه ای که اولين مطالبم رو تو همين خونه ی وبلاگی قديمی بسيجی ۱۴۲۰۰۰ قرار بدم و نوشته هام رو آغاز کنم . وقتی ديدم فاطمه خانوم - آيينه ی احساس داره خداحافظی می کنه ديدم ای دل غافل .چه زود سه سال گذشتتتت !! گفتم جا داره اينجا ازش تشکری کرده باشم و برای همه ی دوستان وبلاگيمون آرزوی موفقيت می کنم .
خوب يه چند وقت بود اين وبلاگ قديمی دست خودم نبود . تو اين مدت چند تا وبلاگ ديگه از کنارش دراومد و متاسفانه بعد از اين که اين وبلاگ برگشت دست خودم خيلی روش کار نکردم . خلاصه امروز يه خونه تکونی مختصری کرديم . بعدش اومديم ديديم خيلی از رفقای قديمی وبلاگ نويس يا ازشون ديگه خبری نيست . يا خداحافظی کردند . يا رفتن سر خونه زندگی هاشون يا اينکه اينقدر سرشون شلوغ شده که ديگه منو نميشناسند . بابا تحويلللل . چه کنيم . اينم از سرنوشت گم گشته ی هيچستان که حالا شده جام ... همون آقا محمد تنهای هميشگی .
راستی چند تا نوشته ی اخيرم در مورد کامپيوتر بود که ديدم وبلاگ رو يه نموره بيشتر .. بی ريخت کرده . بابا هر چيزی جايی داره .اين وبلاگ با نوشته های ديگه ای قشنگ می شد . به همين خاطرا بود که گفتم نوشته های آموزش کامپيوتر رو انتقال بدم به وبلاگ مخصوص خودش و انشالله به زودی آماده ميشه .
حالا يه اشنايی مجدد با وبلاگ های ديگمم بد نيست ...
وبلاگ صهبا که اولين وبلاگی بود که بعد از همی چيز زيباست در دوران هجران اين وبلاگ قديمی به بهانه ای که باعثش دکتر ولايتی بودند راه افتاد و کمکم شده اينی که الان هست . صهبا وبلاگ جام همون گم گشته ی هيچستان .. آخرين شعرم رو اگه تو اين وبلاگ نگاه بندازيد قابل تحمله احتمالا ..
وبلاگ همه چيز زيباست ۲ که بعد از مدتی پس از صهبا راه افتاد و قرار بود نقش همه چی زيباست اصلی رو بازی کنه . بی خبر از اينکه نبايد از اين فکر و خيالا می کرد چون اصل کاريه دير و زود بالاخره برگشت . حالا ايشالا برای زمينه ی ديگه ازش استفاده ميشه .
وبلاگ ازدواج از معدود وبلاگ هايی بود که در ابتدا باز به همون بهانه ای که صهبا راه افتاد اينم راه افتاد . ۴ تا مطلب ازدواج گذاشته بودم و داشت حسابی رو طاقچه اش گرد و خاک ميشست که بعدش ديدم نه بابا انگار زياد جای رد پا ميبينم . يه خونه تکونی کردم . ديدم در عرض يک ماه ۵۰۰ نفر شده ۳۵۰۰ نفر به اضافه ی اينکه چند روز متوالی و غير متوالی از طرف پارسی بلاگ به عنوان وبلاگ روز انتخاب شد .
وبلاگ ولايتی هم يکی ديگه از کارام بود که ديگه اسمشو نيارم سنگين تره چون زمانش ديگه گذشت .
و بالاخره وبلاگ حاج سعيد حداديان که به بهانه ی کلاسای حاجی راه افتاد اين بنده خدا هم زيادی گرد و خاک خورد تا اينکه ديروز يه خونه تکونی ای اساسی صورت گرفت.
و البته يکی از قديمی تر از ايناش همون وبلاگ نفحه هستش که بعد از همه چيز زيباست اصلی به خاطر راحتی آدرسش در کنار اون ايجاد شده بود .
حالا فعلن بقيش بماند .
سر بزنيد همچينم قابل تحمل هم نيست
اما تا دو سه بار جا داره تا اينکه دلتون رو بزنه . يا علی
ميلاد حضرت فاطمه زهرا و روز زن

ميلاد با سعادت دختر نبی اکرم (ص ) حضرت ام ابيها - صديقه کبری - فاطمه زهرا سلام الله عليها بر ارادتمندان به آن حضرت و بر فرزندان مادر هستی و بهانه ی خلقت مبارک باد
فايل سيستم
بسم الله الرحمن الرحیم
ما 2 نوع نرم افزار Fdisk داریم :
1- Fdisk تحت DOS
2- Fdisk تحت Windows
این 2 نرم افزار از لحاظ ظاهری و طریقه پارتیشن بندی هیچ فرقی با هم ندارند اما در عملکرد خیلی با هم تفاوت دارند .
Fdisk تحت DOS هارد بیشتر از 8 گیگا بایت رو نمی شناید و پارتیشن هایی که می سازد نهایت 2 گیگا بایت هستند . اما Fdisk Windows این مشکل رو نداره .
ما اصطلاحی داریم به نام FAT یا File System
در فرهنگ کامیوتربرای File System آمده : ( سیستم فایل در سیستم عامل ، ساختار کلیی است که در آن فایل ها را نامگذاری ، ذخیره سازی و سازماندهی می کنند و ... )
به ظاهر هم اون چیزی که ما می بینیم اینه که File System یک بستری برای ویندوزی که روی اون نصب میشه و این بستر باید با نوع ویندوزی هماهنگی داشته باشه .
البته بعضی از سیستم عامل ها با چندین file system متفاوت کار می کنند .
File system برای سیستم عامل DOS ، FAT 16 می باشد که به آن FAT هم می گویند .
Windows 98 هماهنگ با FAT 32 می باشد که البته با FAT 16 هم کار می کند .
DOS………………FAT 16
Windows 98 ……...FAT 32 and FAT 16
Windows NT …… .NTFS ….and FAT 16
Windows 2000 ……NTFS ….and FAT 16 and FAT32
Windows XP ……...NTFS…..and FAT16 and FAT 32
OS2………………..HPFS
Linux………………Extzfs
CD………………….CDFS
هر پارتیشن یک جدول FAT مخصوص به خود دارد .
یکی از دلایل بسیار مهم در سرعت کامپیوتر به سیستم فایل یا نوع جدول بندی FAT پارتیشن ها بر می گردد .
آموزش کامپيوتر از پارتيشن بندی و نصب ويندوز تا مرحله ی کاربری با خدمات رايگان پس از آموزش ويژه تابستان ( با nafhe124 مکاتبه نماييد .)
آگهی کار در تابستان بنا به درخواست يکی از بازديدکنندگان محترم
قابل توجه دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهوار
برای اجرای یک پروژه نصب نرم افزار در یک سازمان دولتی در اهواز به سه نفر دانشجوی آشنا به ویندوز و ساکن در اهواز نیازمندیم. مدت اجرای پروژه 2 ماه (مرداد و شهریور) به صورت تمام وقت. در صورت تمایل با شماره تلفن 09123370090 تماس بگیرید.
مرحله تئوری بدون در نظر گرفتن نرم افزار FDisk
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحله تئوری بدون در نظر گرفتن نرم افزار FDisk
برای شروع کار با برنامه پارتیشن بندی ابتدا تعداد پارتیشنها را مشخص کرده و بعد می گوییم به هر کدام چه مقدار فضا اختصاص دهیم .
نکته :
یک مقدار فضای پرت ( بی استفاده ) بر روی هارد دیسک وجود دارد و هر چه ظرفیت هارد دیسک بالا تر رود مقدار فضای پرت آن بیشتر خواهد شد .
این مقدار فضای بی استفاده محل پارک هد دیسک می باشد . لذا وقتی که می خواهیم اندازه فضای درایو مورد نظر را ببینیم فضایی کمتر از فضای اصلی که برای آن در نظر گرفته ایم به ما نشان می دهد .
فرض کنیم هارد ما 80 گیگ است و 5 درایو می خواهیم ایجاد کنیم . تعداد پارتیشن ها را مشخص کرده و بعد از آن هم فضای هر یک را اختصاص می دهیم .
اگر از 10 گیگا بایت فضای ما حدودا 200 مگابایت آن فضای پرت باشد روی یک هارد 80 گیگا بایتی حدود 2 گیگا بایت فضای پرت داریم .
بنا بر این اگر برای مثال بخواهیم درایو C ما 10 گیگا بایت باشد ، باید فضایی را که برای آن تعیین می کنیم بیشتر باشد . مثلابه جای 10% ، 13% از 100 %
حال اگر به پارتیشن اول ( درایو C ) ، 10 گیگا بایت اختصاص دهیم و بعد از آن به 3 درایو بعدی به طور مساوی 20 گیگا بایت اختصاص بدهیم می شود 70 گیگا بایت که در پایان 10 گیگا بایت برای پنجمین درایو باقی می ماند .
10+20+20+20=70
اما برای اختصاص فضا به آخرین درایو ، مقداری کمتر از مقدار باقی مانده را درنظر می گیریم زیرا مقداری از آن به عنوان فضای پرت در درایو ها قرار گرفته است و بنا براین برای مثال ، در اینجا برای آخرین درایو به جای 10 گیگا بایت ، 8 گیگا بایت را در نظر می گیریم و آن را به پارتیشن اختصاص می دهیم .
نکته : البته هنگام استفاده از برنامه در اواسط پارتیشن بندی مقدار فضای باقی مانده برای آخرین پارتیشن ( با در نظر گرفتن فضای پرت و کم کردن آن ) توسط خود برنامه به ما اعلام می گردد و ما می توانیم همان مقدار را انتخاب کنیم . اما بیشتر از آن مقدار را از ما قبول نخواهد کرد .
سئوال : فضای واقعی را کجا می توانیم ببینیم ؟
جواب : در برنامه های پارتیشن بندی مثلاً در داخل FDisk
به پارتیشن C ، پارتیشن Primary می گویند .
بعد از ساختن پارتیشن C ، کلیه فضای باقی مانده بر روی هارد دیسک را به یک پارتیشن به نام Extended اختصاص می دهیم .
پس در قدم اول هارد را به 2 پارتیشن تقسیم می شود . یکی Primary و دیگری Extended که بعد از Primary ایجاد می شود .
در مرحله بعد خود پارتیشن Extended را به بخشهایی به تعداد مورد نیاز تبدیل می کنیم که به هر یک از آنها Logical می گویند .
پس خود پارتیشن Extended به چند پارتیشن تقسیم می شود که هر کدام از این پارتیشن ها را Logical یعنی مجازی و غیر واقعی خواهند بود .
نوجه : قبل از پارتیشن بندی باید از تمام اطلاعات هارد در یک CD و یا یک حافظه مجازی دیگر غیر از هارد بک آپ گیری شده و در آن ذخیره کنیم . زیرا پارتیشن بندی تمام اطلاعات هارد را پاک می کند . البته با پارتیشن مجیک می توان بدون پاک کردن اطلاعات پارتیشن ها را ایجاد و یا تغییر داد اما این برنامه خیلی قابل اطمینان نیست و گاهی پیش می آید که باعث از بین رفتن اطلاعات هم می شود .
این ها نکاتی بود در مورد پارتیشن بندی که بدون در نظر گرفتن نرم افزار آن به صورت تئوری گفته شود . البته شاید در آینده به چند نکته دیگر هم اشاره شود اما برای کار کردن با برنامه جهت اطمینان باید یا یک الگوی عملی کامل تری در اختیار باشد که اگر فرصتش ایجاد شد که برای شما به صورت اختصاصی به هنگام کار کردن با نرم افزار اف دیسک نکاتی رو توضیح خواهم داد . درضمن دوستان می توانند در صورت نیاز با بنده در تماس باشند تا توضیحات بیشتر رو در اختیارشون قرار بدهم .
منتظر مطالب بعدی باشید ...
یا علی
نرم افزارهای پارتيشن بندی
تقسیم بندی هارد دیسک :
سکتور ( قطاع ) : بخشی از ناحیه ذخیره داده ها در دیسک . دیسک به دو طرف شیارها و قطاع تقسیم می شود . قطاعها کوچکترین واحد ذخیره فیزیکی بر روی دیسک هستند که اندازه آنها ثابت است و معمولا قابلیت ذخیره 512 بایت اطلاعات را دارند .
سکتور در هر حال ظرفیتش ثابت است و ربطی به ظرفیت هارد ندارد .
اما تعداد سکتورها بستگی به طرفیت هارد فرق می کند .
در کامپیوتر فایلهایی به اسم بوت ( فایل های بوت ) هستند که البته با توجه به نوع سیستم عامل فرق دارند .
بوت یعنی چه ؟
اسم بوت را از اسم بوت کفش گرفته اند . چون پوشیدن کفش با کشیدن پاشنه آن شروع می شود و نسبتاً کار مشکلی است راه اندازی کامپیوتر هم با فایلهای بوت و بارگذاری روی RAM مانند کفش پا کردن نسبتاً سخت است .
فایل های بوت ( فایل های سیستمی )
Command.com
Io.sys
Msdos.sys
Config.sys
Autoexec.Bat
پیدا کردن این فایل ها برای کامپیوتر کار سختی است و زمان می برد .
مثلاً اگر جای این فایل ها مشخص نباشد ممکن است 10 دقیقه طول بکشد تا سیستم بالا بیاید .
نکته: سکتور از 1 شروع می شود ( سکتور صفر نداریم ) ولی ترک از صفر شروع می شود .
هرکامپیوتر یک سکتور شماره یک 1 دارد که به آن بوت سکتور یا
MBR (Master Boot Record) می گویند .
نکته :
سکتور شماره یک 1 محل قرار گیری آدرس فایل های بوت است . ( نه خود فایل ها )
Bootsector= MBR = Master Boot Record
MBR در بحث استاندارد بین المللی بیشتر کاربرد دارد .
زمان پارتیشن بندی ، پارتیشن C را بر روی هارد دیسک طوری قرار می دهد که همیشه سکتور شماره یک 1 داخل پارتیشن C قرار می گیرد .
پس دلیل اهمیت پارتیشن C سکتور شماره یک 1 است . لذا اگر پارتیشن C به هر علتی اطلاعاتش را از دست دهد و یا فرمت شود ، کلیه سیستم عامل هایمان را از دست خواهیم داد ( در تمام پارتیشنها ) زیرا فایلهای سیستمی آدرسش در آن قرار دارد .
FDisk :
یک نرم افزار پارتیشن بندی است برای شرکت مایکروسافت
سئوال : چرا با وجود اینکه پارتیشن بندی با این نرم افزار ( FDisk ) سخت تر از نرم افزارهای مشابه دیگر می باشد ولی از آن بیشتر استفاده می کنند ؟
جواب : 80% کاربرها از این برنامه استفاده می کنند زیرا در دسترس تر است و در CD های ویندوز موجود است .
نرم افزارهای پارتیشن بندی :
FDisk
PQMagic
DM5
ADM+
Maxtor(جدید است )
آموزش OS - قسمت اول
بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب A+ از دو قسمت زیر تشکیل شده است :
(15001 pages – English Language)
1- Hardware chapter 1 to 22
2- OS chapter 22 to 32
اولین قدم برای نصب سیستم عامل این است که ببینیم آیا سخت افزار جوابگوی نصب سیستم عامل مورد ظر هست یا نه ؟
مهمترین اطلاعاتی که در این زمینه نیاز است غالباً مربوط است به چهار قطعه زیر که 3 تای اولی از اهمیت بیشتری برخوردار است :
1- Hard
2- Cpu
3- RAM
4- VGA
یعنی باید ببینیم مثلا برای نصب ویندوز 2000 حداقل هارد ما چه ظرفیتی باشد داشته باشد و حد اقل رمی که سیستم می تواند برای نصب ویندوز 2000 قبول کند چه مقدار است و همینطور مدل سی پی یو
Hard حافظه جانبی می باشد .
ظرفیت هایی که هم اکنون برای Hard Disk Drive بیشتر رایج و مورد استفاده می باشد به صورت زیر است :
80 GB( گیگابایت ) – 120 GB - 170 GB - 250 GB
از اسمبل کردن تا کار توسط اپراتور مراحل زیر باید انجام شود :
1- FDisk = Partition(پارتیشن بندی )
2- Format
3- Setup (OS) à 98 – 2000 – XP( نصب سیستم عامل )
4- Setup Driver( نصب سیستم عاملها و شناساندن آنها به سیستم )
5- Setup Application
پارتیشن بندی ( تقسیم هارد به قسمتهای مختلف ) :
درایو A و B مربوط به فلاپی و C تا Z مربوط به هارد است .
دلایل پارتیشن بندی چیست ؟
1- دسترسی سریع به اطلاعات
2- برقراری امنیت ( پنهان بودن اطلاعات از دید و دسترسی دیگران )
3- محافظت در برابر ویروس
اگر پارتیشنی ویروسی شود پارتیشنهای دیگر از ویروس سالم می مانند مگر اینکه انتقال و مبادله اطلاعات با آنها صورت بگیرد . یعنی مثلا فایلی از یک پارتیشن ( درایو ) به پارتیشنی دیگر کپی شود که در این صورت می تواند ناقل ویروس باشد .
البته :
کوانتوم هاردی داشت که 6 گیگا بایت بود و ویروسی آماده شده بود که در عرض 4 روز کل هارد را ( بدون توجه به پارتیشن ها ) از بین می برد .
متداولترین روش ورود ویروس از اینترنت است که معمولا هم اول در پارتیشن سیستم عامل قرار می گیرد .

گم گشته ی هيچستان دوباره از راه رسيد
با سلام . بعد از بيشتر از ۵ ماه وبلاگ قديمی همه چی زيباست دوباره به روز می شود . سلام بر همه ی عاشقان زيبايی .. در اين مدت وبلاگهايی به شرح زير توسط اينجانب ايجاد شده بود . می تونيد يه سری هم به اينها بزنيد . راستی به زودی سايت معروف نفحه از نو راه اندازی می شود .
http://sahba14.persianblog.ir وبلاگ صهبا
http://hcz.persianblog.ir وبلاگ همه چی زيباست ۲
http://hajsaeed.persianblog.ir وبلاگ حاج سعيد
بفيشم بعدا می گم ..
قديميا ببينم چقدر معرفت و مرام و از اينجور چيزا به خرج ميدن و منت بر حقير می نهندددد و باز ميان به کلبه خرابه ی قديمی من يه سری بزنن . نبود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هر کی پايس .. علی علی 
با اقتدار تر از گذشته!
بسم الله الرحمن الرحیم
اسراییل و سلاحهای هسته ای
ترجمه : دکتر رضا سعیدمحمدی ( مشاور دکتر ولايتی )
دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی
عمر اندیشه دستیابی اسراییل به قابلیت سلاحهای هسته ای به اندازه عمر خود آن کشور است . در اولین روزها ، گستاخی فراوانی لازم بود تا بتوان باور کرد که اسراییل کوچک می تواند دست به آغاز یک برنامه هسته ای بزند ، امابرای کشوری که از هالوست ( کشتار یهودیان توسط هیتلر ) سر برآورده بود و در محاصره دشمنان عرب خود قرار داست ، عدم انجام چنین کاری به دور از احتیاط بود . دیدوید بن گوریون ، اولین نخست وزیر اسراییل ، این اندیشه را از قبل در سر می پروراند ، اما تا اواسط دهه 1950 چیزی بیش از یک آرزو برای آینده نبود . با این حال ، در سال های 1955-58 ، بعد از بازگشت او به قدرت و ایجاد روابط ویژه با فرانسه ، منابع کافی برای شروع یک پروژه ملی هسته ای آماده شد .
سه نفر پروژه هسته ای اسراییل را به حرکت درآوردند : رهبر سیاسی کشور ، بزرگترین پژوهش گر او ، و عالی ترین مقام اجرایی وی . بن گورین معتقد بود که راه حل اصلی برای امنیت اسراییل در دست پژوهشگران اسراییلی است .
ارنست دیوید برگمن ، یک متخصص شیمی آلی ، چندین سال بن گورین را در زمینه مسائل هسته ای آموزش داد . شیمون پرز از فرصتهای بین المللی استفاده کرد تا به این فکر جامه عمل بپوشاند . بدون این افراد ، احتمالا برنامه اسرائیل پا نمی گرفت .
ادامه دارد ..
--------------------------------
می پرستم خدای زمين را
شعله های دل آتشين را
مشعل گرم عشق آفرين را
کز دل چشم تو می درخشد
دارم ايمان به نيروی انسان
آن که بر بال انديشه هايش
می نشاند هزاران ستاره
آن که با شور و درد درونش
همچو دريای توفان گرفته
می کشد سر سوی کهکشانها
تا که خود را رساند به جايی
---------------------------
آدما دوست دارن خودشون رو از تنهایی نجات بدن . دنبال یه همنشین می گردن . یه هم صحبت . آی بچه مذهبی .مواظب باش این حس کار دستت نده ها . مخصوصا اگه ازدواج نکردی اینو بگم . تجربه ی من نیست اما خیلیا تجربه کردن و به امثال من و شما انتقال دادن . چه چیزی رو ؟ این که اگر کسی قبل از دوران ازدواج تونست خودش رو بسازه ساخته ، اگر نتونست بعد از ازدواجش خیلی نمیشه بهش امیدوار بود . دوران قبل از ازدواج بهترین فرصت برای خود سازیه . حالا چی اومدم بگم ؟ آهان ، اینو که درسته در اسلام بحث اجتماعی بودن آدمی اهمیت خاصی داره اما موضوعی هم داریم تحت عنوان خلوت کردن و مناجات کردن در خلوت خودمون.. به خودم می گم .. آهای پسر .. آقا محمد سعیدمحمدی اگه تنهایی سعی نکن با یه هم صحبتی شبهه دار وقتت رو پر کنی . حالا هی گوش نکنننن !!!
سعی کن از این تنهایی لذت ببری . چه جوری ؟ خوش به حال اونایی که از این موقعیت برای پیدا کردن خدای خودشون تقلا می کنند . خدای خودشون رو با چشم دل می بینند و باهاش عشق بازی می کنند .. مناجات رو مزه مزه می کنند وازش حظ می برند . لذت می برند . الهی اذقنی حلاوة ذکرک .. خداوند به پیامبرش گفت : ای موسی ، اگر رابطه ی خود را با من قطع کنی با هیچ کس نمی توانی رابطه برقرار کنی ( کسی که از من برید ، همه از او می برند )
پس به من عبادت کن و در جلوی من مانند بنده حقیر بایست . نفس خود را سرزنش کن چون آن مستحق سرزنش و ملامت می باشد ( برای این که گمراه کننده است ) .
راستی عرفه نزدیکه .. دوست داری یه نمه خودتو از الان آماده کنی برای روز عرفه ؟
یه خورده مزه مزه کنیم . تا روز عرفه بهتر بتونیم درکش کنیم .
الحمدلله الذی لیس لقضائه دافع و لا لعطائه مانع و لا کصنعه صنع صانع و هوالجواد الواسع فطر اجناس البدئع و اتقن بحکمته الصنایع لا تخفی علیه الطلایع و لا تضیع عنده الودایع جازی کل صانع و رایش کل قانع ....
-------------------------
بسم الله الرحمن الرحیم
تو حال و هوای خودم بودم .. داشتم می رفتم سمت دیار حبیب . برق طلایی گنبدش از ته خیابون دلبری می کرد . نمی دونم کجا بودم . یه وقت دیدم یه دوچرخه داره میاد سمتم . ای بابا جا قحطه مگه ..یه متری بیشتر باهام فاصله نداشت . یه قدم رفتم سمت راست اونم اومد سمت راست . ای داد بی دالد . با همون سرعت داشت میومددددد . حالا دیگه نه راه پس داشتم نه راه پیش . حس پریدن و آرتیس بازی هم نبود . یه لحظه فکر کردم جلو قطار نشستم . دستمو بردم جلو . یه خورده حس گرفتم . عجبببببببب . یه دفعه دوچرخهه وایساد . نمی دونستم اینقده .... دوچرخهه عین یه بادی که موهای آدمو پریشون می کنه اومدشو رفت . اما هنوز نرفته بود که دیدم ای بابا چشام که هیچی..دستم داره سیاهی میره !!!! همینجوری دستمو گرفتم بغلمو دویدم گوشه ی پیاده رو . همین جوری هاج و واج مونده بودم . بابا آخه این چه کاری بود کردی ؟؟؟ احتمالا جا انگشتام موقع صحنه جرم افتاده بود روی میله فرمون دوچرخههه ... هیچی نفهمیدم دیگه . همونجوری دویدم تا یه جوری فقطخودمو برسونم حسینیه ی بروجردیها . آره....بعد از کلی ماجرا و هماهنگی با حاج علی .. آقای یار محمدی و آقای موسوی زحمت کشیدن تا دارالشفای امام رضا منو همراهی کردن ..بعدشم آقا حمید جان حسابی افتاد تو زحمت .. تا عکس بگیرم از دستمو بعدش ایشون بره از دارو خانه ی اون ور چهار راه گچ بگیره و از این حرفا .. خلاصه هر دوتاشونو کلی زحمت دادم . بعدش هم آقا دکتر جون با یه گچ خوشگل و مامانی دستم رو بسته بندی کرد تا یه 6-7 هفته ای هوا خوری از سرش بپره . حالا مگه روت میشه به کسی بگی که با دوچرخه تصادف کردی؟؟؟؟؟ ای بابا .. همه رو برق می گیره ما رو چراغ نفتی ... چه کنیم دیگه . ماکسیما نبود به دوچرخه رضایت دادیم . آخه. چقدره قانع !!!!!خوب اینم سوژه ی مشهد ما ... الانم که دارم خدمت حضور منور شما مطالب حقیر سراپا تقصیر رو می نگارم روی گچ دستم جایی واسه امضا نمونده . لذا بهم پیشنهاد شده که اون یکی دستمم گچ بگیرم واسه ی بقیش . البته اون یه دونه رو هم حاج علی در یک تماس چتی رزرو کرد برای امضای خودش !
آقا خودمونیماااا آدم دستش میشکنه چقدر آدما باهاش مهربون میشن ! آخه ..نازی ! تو کوچه .. خیابون .. این ور اون ور ... خلاصه کلی خوش به حال آدام میشه .
دیدم امضاها داره تو هم قاطی میشه یه کاری کنم . قبل از نابود شدن آثار باستانی بیام همه ی یادگاریها رو انتقال بدم بروی صفحه وب تا حسابی یادگاری بشه و موندنی . خوب اینم یه جورشه دیگه .
لعنت بر کسی که در این مکان آشغال بریزد .
یادگاری از من ....iman
رفیق بی کلک مادر ( از دست این بچه های حوزه )
برای فرار از دود وارد آتش مشو
کتاب à یه دستنوشه بود محض یادآوری و تذکر
Down with bush
لطفا در این مکان آشغال نریزید .
(عکس یه دوچرخه که داره میزنه به من ..همون صحنه ی جرم ) ...بالاشم نوشته : بچه برو کنار .... eeeeeeee علییییییییییه !
آنچه در تارک خاطرات ماندنی است محبت است
Nanaz_you1 ( با یه عکس تیر که یه قلب بهش اصابت کرده ) à Ende romantic
می نویسم یادگاری تا بماند روزگاری...گر من نماندم روزگاری آن نماند یادگاری
www.ghazvin.com البته بعدا به این نحو اصلاح شد www.nafhe.com J
اینم دسته گل بچه های د ن ش نگحبان
جوجه بخور!!!!
یاد( با عکس یه گاری )
مرگ بر آمریکا ... مرگ بر اسرائیل
حالا خدا رحم کرد با 18 چرخ تصادف نکردین !!!
Samavar ( با یه امضایی شبیه قوری )
(مثلا پرچم ایران ) .. یادگاری از ریاضی
Fakkeh120
حمید .. اراک 83 – با یک امضای ضمیمه
امیدوارم بسیجی هدایت بشوی
مرگ بر ( عکس ستاره ی داوود )
(ببخشید دیگه بیشتر از این دستم انعطاف نداشت امضاهای پشت دستمو ببینم چی بود..)
التماس دعا
خوب.. اینا هم همش جهت تنوع
اما از شوخی و این حرفا بگذریم
یکی از وبلاگ نویسا تو حسینیه.. با دیدن این صحنه با شوخی و خنده گفت : همه چی زیباست
حالا منم باز تاکید می کنم و می گم ..همه چی زیباست
باور کنید خیلی قشنگه .. بعضی از بچه ها گفتن از این قضیه خیلی ناراحت شدیم . اولا از لطفشون خیلی ممنونم . واقعا هم لطف داشتن . اما یه چیزی.. چرا ناراحت ؟ هیچی بهتر از این نمی تونست تو این سفر باشه . ( البته به جز یه جمعه ناز و خدایی که اونا هم حرف نداشتن )
امما جدی .. حسابشو بکن ..چقد قشنگه ... آح جون ..الان دیگه حداقل تا یه ماه از آقا جونم یادگاری دارم . نه تنها بد نیست خیلی هم قشنگه . شاید اگه اینجوری نمی شد اون موقع یه چیزی یه نشونه ای یه اثری کم داشتم ! تازه بعضی وقتها سر این چیزا میشه که آدام از یه اتفاق اینجوری بالای 20 تا علت می تونه برای خودش پیدا کنه که هرکدوم آموزنده تر از اون یکیه .. و آخرش باز هم میگم . همه چی زیباست . ( امیدوارم منو در معرض یه آزمایش سخت قرار نده که مجبورشم از حرفم برگردم )
علی علی
دلمو گره زدم به پنجرت دارم میام
که منو نگاه کنی زود گره هامو باز کنی
امام رضا جونم سلام . شنیدم دوباره برام دعوت نامه فرستادی . باورم نمیشه . هنوز مزه ی تابستونیه زیر دندونمه . راستش نشد درست و حسابی ازت تشکر کنم . خیلی ازمون خوب پذیرایی کرده بودی . هر چی هم خوب بود دور و برمون جمع کردی و یه سفره ی حسابی راستی یه چیزی بگم ؟
تو این مدت هر چی دارم از اون سفریه که اون بار اومدم . خیلی دست پر برم گردوندی . اما حالا هر چی بهم دادی تموم شده ... میشه اگه دوباره اومدم ....؟ کمکم کن ..که هر چی دارم از شماست .
. هیچ وقت دیگه فکر نمی کردم دیگه بعد از اون پذیرایی مفصل بازم بتونم اون دور و برا پیدام بشه . اما حالا .. دیدم چند تا از خوبا دارن میان اونجا پیشت ...نمی دونی چقدر دلم هوای دیدنت رو کرد ؟ دلم لک زده واسه دیدن اون حرم با صفات . قربون کبوترات .. یعنی میشه ؟ یه بار دیگه پام برسه به اون صحن قشنگت ؟ یه حالی دارم . می خوام بشم کبوتری قاطی کبوترات . راهم می دی ؟ خیلی وقت از دل تنگم پر نزدم . اوج نگرفتم . فقط یه ناز نگاه تو رو می خواد .
دلم می خواد شور غزل بگیرم
ضریحتو توی بغل بگیرم
اما می دونم باز اگه بیام اونجا هیچی ندارم بگم جز اینکه :
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
-----------------------
ای تنهای بی نشانم
ای امید همیشه همراهم
یادم هست لحظاتی رو که با نام تو دوران خوش کودکیم رو سپری کردم
ای دستگیر وقت بی کسیم
ای تنها یادگار یاس
ای سبزترین پادشاه ناس
ای بزرگ یوسف کنعان دل زجان و دلم دوست دارمت
گرچه خطا گه و بیگاه امانم بریده است
اشکان چشم تو را چه بسیار به رویت کشیده است
آن ماه رخش تو را ز غمها شکسته است
ای مهر من ز جان و دلم دوست دارمت
------------------------
شهید ثانی در کتاب الغیبه روایت کرده : هنگامی که قحطی بنی اسرائیل را فرا گرفت ، موسی برای طلب باران مناجات کرد . خداوند به موسی وحی فرمود : من دعای تو و کسانی که با تو هستند را اجابت نمی کنم . چون در میان شما سخن چینانی هستند که کارشان همیشه سخن چینی است . موسی عرض کرد : خداوندا ، آن شخص کیست ؟ معرفی کن تا از میان خود بیرون کنیم . خداوند فرمود : ای موسی ، مگر می شود من شما را از سخن چینی منع کنم و خودم سخن چین باشم ؟ پس بگو همه ی اینهایی که در مصلا هستند توبه کنند ، تا من با باران آنها را سیراب کنم .
ازم می پرسند اقا چرا نظر خواهی کار نمی کنه . آخه چی بگم ؟ منی که مطلب گذاشتنم گير دو تا نظره . تا کسی هم نظر نذاره دلم نمی ذاره برم سراغ مطلب بعدی . يعنی هوای نفسم زورش بيشتره . همون بهتر بود که نظر خواهی نمی ذاشتم . يه مدت برش داشتم . آخيششششش .. خيلی راحت بودم . ديگه گفتم هر روز مطلب می ذارم . چی بگم آخه اين بارم که خواستم راحت و دور از بند آويزونی به نظرات مطلب بذارم يا حالش نبود يا وقتش نبود يا ... و يا .... . خلاصه اقا جون ما اين کاره نيستيم . اول بايد خودم آدم شم . وقتی دلگرمی من ۲ تا نظر ميشه . آقا اصلا بی خيال .. يه نفر بخونه استفاده مفيد ببره ..بهتر از هزار تا خوندن و نظر دادنه که براشون اين مطالب مفيد نباشه . نمی دونم . اين جنجاليه که خيلی از امثال من اين جور جاها با خودشون دارن . حالا وبلاگ عنوانش و يا هدفش مذهبی نباشه خيالی نيشت . اما اينجور جاها ... بگذريم . خلاصه .. همه آويزون می شن .. ما هم آويزون . يکی آويزون خدا .. يکی آويزون بشر .. يکی آويزون نظر ... . اما خودمونيم . بی نظر خواهی هم چه مزه ای داشت .. آدم فکرش راحته . حالا چه شوخی چه ناشوخی بگذريم . اما خيلی جاها آدم واسه کامل شدن نظر لازم داره . واسه بی عيب شدن نسبی نظر لازم داره . مشورت می خواد . به اميد نظرات سازنده . صحبتهای قشنگی که منو آدم کنه . (اونم من ... عمرا ) .. خوب اينم يه خرف خودمونی بعد از کلی وقفه ...
با تمام اين تفاصيل قسمت نظر خواهی با درخواست چند تا از دوستان دوباره فعال شد ./ اما به اميد اينکه بدون آويزونيت به نظرات مطالبم رو بدون وقفه و بدون تاثير پذيری از لحاظ زمانی و روی روال طبيعی خودش در اين صفحه قرار دهم . گرچه تا حالا چند بار خواستم وبلاگ رو ببندم .. اما خوب.. حالا ..
-----------
حالا می خوام يه سئوال طرح کنم .. انشالله دوستان همراهی کنند
رابطه ظاهر و باطن با يکديگر چيست ؟
اين اين ضرب المثل درست است که ؛ از کوزه همان برون طراود که در اوست ؛ ؟
و يا ....
منتظر جوابها و نظرات دوستان هستم .. انشالله هم من و هم ساير دوستان بهره مند شيم .
-----------------------------------------
----------------------------------------------------
راسطی ۲آحاطون در هق ما غبول باشه
علی علی
-----------------------------------------------------------------------
تا يک هفته ديگر نفحه ( همه چی زيباست ) ۲ ساله می شود .
-------------------
شيخ صدوق در کتاب مجالس از علی بن احمد دقاق از محمد بن هارون صوفی از عبدالله بن موسی طبری از محمد بن حسين خشاب از محمدبن محسن از يونس بن ظبيان از امام صادق از پدرش از علی بن الحسين از پدرش از علی عليه السلام نقل کرده که فرمود :
وقتی که خداوند اراده کرد روح ابراهيم را قبض کند .. ملک الموت را به سويش فرستاد . عزرائيل رسيد . به ابراهيم سلام داد . ابراهيم هم جواب سلام او را داد . بعد ابراهيم عرض کرد : به ديدار من آمده ای يا اين که کاری داری ؟ عزرائيل گفت : بلی کاری دارم . آمده ام تو را قبض روح کنم . ابراهيم گفت : آيا ديده ای که دوست .. دوست خود را بميراند ؟ عزرائيل برگشت و عرض کرد : خداوندا ! آنچه را که ابراهيم گفت .. شنيدی ؟ خداوند فرمود : برگرد و به وی بگو : آيا دوست از ديدار دوستش دوری می کند ؟! دوست ديدار تو را دوست می دارد و بايد هم بيايی .
------------------------
هرچی با خودم فکر کردم ديدم اون يه نمه خلوصی هم که البته اگه و شايد پارسال تو بساطمون پيدا می شد الان همونشم ديگه دنيا ازمون دزديده و آهی در بساط ندارم . ترجيح دادم همون صحبت خودمونی پارسال رو بزارم ... عنوانش هم بود :
شب وداع
خواستم بخوابم . لحظه اي با خودم فكر كردم . صداي زمزمه نوار و بعدش هم نوازش نغمات دلنشينش دلم رو تسلي مي داد . نغمه نياز . نغمه مناجات . كاسه چشمم رو براي لبريز شدن آماده مي كرد . ساعتي رو مشغول شدم اما بعدش دوباره ديدم دلم بهم اجازه خوابيدن رو نمي ده .. انگار يه دفعه يه تلنگري خوردم كه زير و روم كرد . منقلبم كرد . جديا..اگه امشب شب آخر باشه چي؟؟ آخه تو ماه رمضون . اونم از شب تا صحرش . بشيني پاي قرآن خوندن و دعا خوندن و بعدش هم به قول قديميا ( خدا رحمت كنه پدربزرگ مادربزرگا يي كه رفتن رو ) پيچ راديو رو باز كنيم و با دعاي سحر حسابي حال كنيم . البته قديما كه مي رفتن بالا پشت بوما . مناجات مي كردن . خوش بحالشون . اونا چه صفايي مي كردن . دلم لك مي زنه واسه يه همچين چيزي . اما تا بوي سرما مياد همه چي يادم ميره :( آره خلاصه.. شب تا سحر رو بشيني عشق بازي كني .. تو كه اينو خوب مي دوني ! بيشترين وقتي كه خدا به ينده هاش توجه داره نيمه هاي شبه كه رحمت واسعه خدا بيش از هرموقعي به روي بنده هاش بازه . بيشترين رزق و روزي اون موقع تقسيم مي شه . حالا هر چي به سحر نزديك بشه بيشتر . فكرشو بكن ماه رمضون هم باشه حالا حساب كن ديگه چي ميشه ؟؟
اما ديگه خيلي دير شده . كلي منتظرش بودم تا برسه . وقتي هم كه رسيد هي گفتم . امشب فرداشب . پس فرداشب . گذشت و گذشت ..به اميد اينكه يه شبشو بيدار باشمو ...واي بر من ! پسر معلومه چي كار داري مي كني ؟؟؟ تو كه همش يا خوابي يا الافي !!!!! حداقل درس خوندنتم درس نيست كه آدم دلش خوش باشه !!!
بيچاره! اون خودش داره دستتو مي گيره تا بكشت بالا . تا بال و پرت نسوزه . تا تو آتيشا نيفتي ! اووقت تو باهاش لج مي كني ؟!؟!؟! تا حالا كجا ديدي كه بخوان به هر بهانه اي شده يه كمكي به آدم بكنند و اونوقت آدم هم ناز كنه ( كاش فقط ناز باشه ) بلكه با بي ادبي و جسارت تموم كمك كننده رواز خودش برونه ، بگه نمي خوام و اونوقت اونو از خونه دلش بيرون كنه .
اصلا تو هي ناز كن . لجبازي كن . كيه كه بياد التماست كنه كه اقا بيا كمكت كنم ؟! الان هر كسي گليم خودشو از آب بيرون بكشه هنر كرده . همه گير دردسراي خودشون شدن . حتي پدر مادرتم كه الان اينقده هواتو دارن يه روزي مياد که اون ور دنياي ماده البته اونی که آدرسش نزديک پل صراطه همون زمانی که ميگن اسمش قيامته اگه بهشون التماسم بكني محلت نمي ذارن و ازت فرار مي كنن. ميزارنت مي رن سراغ حساب كتابهاي ناتموم خودشون با صاحب خونه اصلي . اصلا خلاصه بخواي هم كسي محلت نمي ذاره . باز حالا هر چي مي خواي ناز كن . كيه كه نازتو بكشه ؟؟؟هيچ كس! به جز....!!؟؟!؟!؟! به جز كي ؟
به جز يه عشق . يه عشق ابدي . يه مهربون . كسي كه مي گه حتي اگه تو من رو دوست نداشته باشي باز من تو رو دوست دارم . حتي اگه تو من رو تو خونه دلت راه ندي من تو رو تو خونه خودم راه مي دم . لازم هم نيست خودت بيايا ! خودم ميفرستم دنبالت . اونم با كارت دعوت ويژه ..! نمی دونی اگه قبول کنی چند تا ملک ميفرستم اسکورتت .!! ديگه از اين مهربونتر ؟؟؟!
پس من كجام ؟ چي كار مي كنم ؟ نكنه هنوز خوابم؟؟
اين رو شنيدي كه مي گه :
بنده من ! هنگامي كه به نماز مي ايستي چنان با تو صحبت می كنم كه گويي همين يك بنده را دارم ، در حالي كه تو با من چنان صحبت مي كني كه گويي چندين خدا داري داري ؟
نه ! نرو ! ديدي اخرش دست خالي موندم ؟ اون دو لقمه اي هم كه اول ماه رمضون برداشتم هنوز شب قدر هم نرسيده بود كه پسش دادم . ديگه هيچي با خودم ندارم . دست خاليه دست خالي . همه رو بيهوده خرج كردم . پس محمد اول ماه رمضون چي شد ؟؟ انگار از قدر تا حالا تشريف برده بودم لالا . چه زود گذشت . تيك تيك ساعت عمر دلشورمو بيشتر مي كنه ! ديگه به پايان مهلت آمرزش بخشودني هاي امسال نمونده . اونوقت چي ؟ هيچي ديگه ؟ مي ره تا سال بعد ؟ هي..دكي . آقا رو باش .. دلش خوشه ! سال بعد..! كي ميره اين همه راهو؟؟ پسر خوب تو تا 1 ثانيه بعد مطمئني زنده اي ؟ اصلا مطمئني تا سال ديگه وجود خارجي داشته باشي ؟؟ نه .. ديگه سال بعد معلوم نيست باشي كه... خوب !
حالا جدا ! اگر نبودم ..! اون موقع كه ديگه بدتر . فقط خودشه كه به دادم بايد برسه ! با من مي خواد چي كار كنه ؟ هر كاري هم كنه حقمه . چون هر چي گفت نكن گوش نكردم . كاش مي شد نگهش داشت و تو هيمن جاي زمان مي شد باهاش موند .هنوز نرفته دلم براش تنگ شده ! كاش مي شد يه قاب عكس واسش درست مي كرديم و خودمون و هرچي رو كه باهاش دوست داشتيم بمونه .. با هم مي رفتيم تو اين چهار چوبه .. از دست زمان هم در امان مي مونديم.!
كاش .. كاش ..كاشكي اصلا (از)دوباره بچه مي شدم..از هفت دولت آزاد . اونوقت خودم پادشاهي مي كردم واسه خودم . ديگه دلم شور اينو نمي زد كه واي.!!! يك ساعت گناهم دير شد !
من كجا رفتم ؟؟ چرا اينقدر فرق كردم ؟؟ راستي چرا آدمها عوض مي شن ؟؟ چي مي شد اگه اون معصوميت بچگي رو تو خودشون حفظ مي كردن ؟ داره به سحر نزديك مي شه ! تا سحر كه ماه رمضون تموم نمي شه . نه ! اما شبش ديگه رفتنيه .بقيشم باز يه چند ساعت ديگه ميره. نميخواي باهاش خداحافظي كني ؟ خداحافظي ؟!؟!؟!؟!
نهههههههه اصلا حرفشو نزن ! هر وقت هرجايي اسم خداحافظي مياد تنم مي لرزه ! همه غم و غصه هاي دنيا مي ريزه تو دلم ! اونوقت ديگه يك جا كز مي كنم ... ( حالا بيا و درستش كن )
فقط مجبورم يه چيزي رو بگم .. با اينكه هر وقت مي گم اشكهام امونم نمي دن .. اما ...
رمضان . يه چيزي رو ساده بگم . از اولش كه اومدي ..خونه دلم آفتابي شد .. پنجره قلبم رو بار كرده بودم به روي دشت پراز صفاي مناجاتت .. تا شايد يه نسيمي .. يه نفحه اي .. يه گوشه اي از اون بياد خونه دلم رو تكون بده . اب و جاروش بكنه .. خيلي تحويلم گرفتي .. مخصوصا اون روز اوليا .. اما كم كم ديدم نسبت به من سرد شدي ( با اينكه اين طور نبود ) ..اين خودم بودم كه كم كم با گناهم پيش تو ازت دور مي شدم .. تا اين آخريه ديگه احساس كردم تحويل كه هيچي .. جواب خداحافظيمم نمي دي !غروبتو کاملا حس کردم ! بابا غلط كردم . مي خوام داد بزنم . آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآيييييييي يكي جوابمو بده .. اين دلم دوباره صاحبش رو گم كرد!!!!! كمكم كنيددددد:((كمكم كنيد......كمك ..كمك .ك ك ك ...
رمضان .. كاش مي شد حرفامو باور مي كري 
كاش اشكامو پشت لبهاي خشكيدم حس مي كردي.. ديگه داره دلم از جا كنده مي شه ! طاقتشو ندارم . رمضان.. ماه خدا .. تو همش به من خوبي كردي و من همش به تو بدي كردم . سال بعدم شايد ديگه نديدمت . يادت باشه .. اگه يه زماني ..روزگاری دوباره از اين ديار..از اين خونه رد شدي .. يه يادي از منم بكني .. بگي اينجا يه بنده بده بود كه با همه بدياش سحرها با گرماي خودم صداي يخ زده اذانش رو گرما مي دادم . يادت باشه به خاطر همين يه دونه اون طرف سفارشمو بكني ..
رمضان دلم نمياد .. اما ..اما....با همه بدیهام . حلالم كن !
عيد فطر رو به همه عزيزان تبريک می گم
-------------------------
از امروز به بعد به اميد خدا سعی می کنم هر روز وبلاگ رو آپديت کنم . پس مرتب سر بزنيد تا مطلبی از دستتون نره .
تا آخر ماه رمضان چيزی نمونده . بياييد اين ۲-۳ روز رو قدر بدونبم و ازشون خوب استفاده کنيم . راستی يادتونه حدود ۴۰ روز پيش گفتم بياين با هم شروع کنيم روزی ...مرتبه صلوات بفرستيم . و همين طور ايه ای رو هم گفته بودم . حالا کيا انجام دادن ؟ اونهايی که انجام دادن که خوشا به حالشون و مطمنم که نارضی نيستند . اما اگه کسی هم انجام نداده از الان امتحان کنه . مطمئن باشيد نتيجه ی خيلی خوبی داره . اقا جون صلوات چيز خوبيه ..بد نيست امتحانش کنی . (ديگه نمی دونم با چه زبونی بگم)
اينم مطلبی که داخل اون يکی وبلاگم گذاشته بودم : ( با اندکی تغيير و تصرف )
سلام . یه چند وقتی دیگه دل و دماغ وشتنو نداشتم . شاید توفیقش ازم گرفته شد.. نمی دونم . شب قدر هم که گذشت اما مطلبی رو پارسال هم این موقع ها بود به دوستان گفتم . البته چند روز ژيشم گفتم ..يه ريزه تكراريه ..اما..آقا .. پیامبر تازه دهه سوم به قول گفتنی رختخوابشون رو جمع می کردن و بیشتر از قبل به عبادت مشغول می شدند . حالا من تا شب قدر گذشت .. دیگه خدافظ شما . رختخواب پهن میشه و ...عبادت تعطیل . سرنوشتی که باید رقم بخوره خورد ..تا سال دیگه . بای بای ! از یه هفته جلوتر می رم به پیشواز عید فطر ! چه بچه ی خوبی ! ببینم قبل از ماه رمضونم اینجوری پیشواز اومدی ؟!
بابا مسجدا رو میری می بینی . دکی .. همه خالی شد .. بابا حد اقل واسه افطاری که خوب می دویدی ! چی شد ..اونم بی خیال شدی ؟! دیگه خیلی کارت درسته . پس بزار اینو بگم .. شاید بدونی شایدم ندونی . میدونستی روز قدر از شبش با ارزش تره . تو روایت داریم که حتی روز قدر به شبش ( اصطلاحا ) پشت پا می زنه . یعنی ارزش شب قدر به روز اون نمی رسه !(دیروز همین رو حاج سعید سر کلاس گفتش ) ..2 روز پیش هم روایتی مشابهش رو بچه ها برام فرستادن مجدد..به قول یکی از استادای .. کیف کردی ؟!!
حالا ما از همون نماز بعد سحرش تا شب دیگه یه ضرب تو رختخواب ! نماز ظهرم تعطیل !
بابا حالا بيا و درستش کن . يه کاری می کنن که آدم می گه غلط کردم گفتم ! يکی از خواهرا اون طرف گفت که فکر کردی خيلی خودت خوبی که ميری مسجد ؟!!!!!اصلا کی گفته من خودم ميرم مسجد .. هرچی می گم... بابا من که خودم اين کاره نيستم . فقط چيزاييه که ياد گرفتم اومدم واسه شمام بگم خودمم سعی کنم حداقل يه نمه شده بهش عمل کنم . حداقلش اينه که زکات چيزيو که ياد گرفتم ادا می کنم .
راستی بزارین یه تیککه هم از حاج اقای صدیفی براتون بگم . اقا .. گریه کردن تو سحر رو دست کم نگیرین . خيلی اثرات عجيبی داره . سعی کنید خودتون رو عادت بدید .. حتی اگه شده به اندازه ی یه نمه چشمتون خیس بشه ..سحر گریه کنید .
این رو هم اضافه کنم . هر کی راحت نمی تونه گریه کنه . تباکی کنه . حالت گریه رو پیدا کنه . چیزی که بهش خیلی سفارش شده و کم کم بهمون کمک می کنه که بتونیم راحت تو مناجاتامون چشمامون به اشک نیاز خیس بشه .
توجه......توجه
کلاس شرحی بر دعای کمیل حاج سعید حدادیان
در سال تحصیلی جدید آغاز شد..
روزهای دوشنبه از ساعت 4 بعد از ظهر
مکان : دانشکده فنی دانشگاه تهران
مطلب اين دفعه رو اينجا نوشتم ...
در ضمن سايت نفحه نزديک يه هفته ای بعلت جابجايی سرور بسته بود که مجددا امروز باز شد و قابل استفاده ی دوستان می باشد .
تنها توجه شما باعث دلگرمی من برای ادامه کار سايت و ادامه ی نوشته هام ميشه .
خيلی دعام کنيد
--------------
-----------------------------
تولد خودمم مبــــــــــــــارک
راستی....
ولادت با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا عليه السلام و خجسته ميلاد حضرت عيسی بن مريم عليه السلام مبارک باد
برای شنيدن نماهنگ چند لحظه صبر نماييد
ميلاد با سعادت حضرت امام محمد باقر مباركباد

با سلام خدمت همه دوستای خوبم و همین طور کسانی که لطف می کنن و به اين حقير سر می زنن ..
اگر بخوام مثالی بزنم از نور می زنم . فرض کنيم شخصی به ما بگويد نور سياه هم وجود دارد پس همه نورها زيبا نيست ! می توان برای او ثابت کرد که نور سياه وجود ندارد . چون نور سیاه نشان دهنده عدم وجود نور و تاريکی و مبين عدم وجود نور می باشد . نور سياه يعنی تاريکی - ظلمت
حالا ببينينم منظورمان از ؛ چيز ؛ چيست ؟؟؟؟؟
يعنی هر آنچه که وجود دارد . عشق .خوبی . زيبايی . روشنی . نور...
پس بدی . زشتی . تاريکی و به قول دوست عزيزمون فقر ... پس اينها تکليفش چيه ؟؟؟
همون طور که برای نور مثال زدم که عدم وجود نور منجر به تاريکی می شود عدم وجود خوبی هم موجب بروز بدی ميشه . يعنی خود بدی وجود نداره و اين جايی معنا پيدا می کنه که خوبی وجود نداشته باشه . همين طور زشتی به معنی عدم وجود زيبايی هست و خود زشتی به تنهايی معنايی نداره چون وجود نداره.. بلکه اين زشتی با نبودن زيبايی هست که معنا پيدا می کنه . پس همه اين چيزهايی که ما با ديد منفی و يا زشتی بهشون نگاه می کنيم در اصل وجود خارجی ندارندو اگر ما چيزی رو تحت اين عنوان می بينيم ...نشان دهنده عدم وجود اون عنصر مثبت هست .
فقر هم در هر زمينه ای نشان دهنده عدم وجود اون چيزی هست که بهش احتياج داريم اما اونو در اختيار نداريم . يعنی عدم وجود اون چيزی که بايد وجود داشته باشه . درست مثل ساير موارد .
ظلم هم يعنی عدم وجود عدل .
حال اگر بخواهيم از منظر ديگری به اين موضوع نگاه کنيم بايد بگم که :
۱- از ديدگاه روانشناسی همه چيزها رو خوب يا زيبا يا آسون ديدن ديدن چيزيست که می تواند در تمامی مراحل زندگی به ياری انسان بشتابد و خيلی از مشکلات انسان رو حل کنه . ديد مثبت داشتن نسبت به آنچه که در اطراف ما هست ما رو در خيلی کارها می تونه کمک کنه و نشدها رو ممکن کنه .
چشم ها را بايد شست . جور ديگر بايد ديد ...
۲- همه چيز رو خوب و زيبا ديدن بهترين چيزيست که می تواند ما رو بر اين همه نعمت خدا ياد آور باشد و باعث شود که بيشتر نسبت به او خاشع شويم و در مقابلش بندگی کنيم و بگوييم (شکر) .
همه چيز رو زيبا ديدن زندگی رو برامون واقعا زيبا می کنه و اونوقته که تازه احساس می کنيم < همه چيز زيباست > .

حديث قدسی :
خداوند تبارك و تعالي فرمود : كساني كه اهل طاعت من هستند در ضيافت من مي باشند وكساني كه اهل شكر من هستند هميشه در زيارت من هستند و كساني كه در ذكر من هستند در نعمت من مي باشند و اگر اهل معصيتم هم توبه كنند آنها را هم مأيوس نمي كنم پس اگر آنها پس از توبه مريض شوند من طبيب آنها هستم و آنها را معالجه مي كنم آنها را به رنجها و مصائب درمان مي كنم تا از گناهان و عيوب پاكشان سازم . ( با تشکر از ma3aref )

شهادت حضرت آيت الله سيد محمد باقر حکيم را تسليت عرض می کنم.بزرگواری از ذريه فاطمه زهرا سلام الله عليها .. همنام امام محمد باقر که در روز ولادتش به مقام بزرگ شهادت نايل آمد . جای هزاران تاسف و تالم که نمی گذارند گوهران دريای شيعه اينچنين جلوه نمايی کنند و طاقت ديدن درخشش آنان را ندارند...

شهادت حضرت امام علی النقی عليه السلام را تسليت می گويم .
سيه چشمي به كار عشق استاد *** به من درس محبت ياد مي داد
مرا از ياد برد آخر ولي من *** بجز او عالمي را بردم از ياد

نماز بي تاثير
خداي سبحان به حضرت داوود عليه السلام فرمود :
چه بسا عبدي كه نماز مي خواند و من آن نماز را به صورتش مي زنم و بين خود و صدايش حجاب قرار مي دهم ، مي داني چنين عبدي كيست ؟
اي داوود ! آن نماز گزار كسي است كه به ناموس مردم مومن زياد با ديده نگاه مي كند و به خودش مي گويد : اگر صاحب قدرتي شدم گردن مردم را مي زنم آن هم به ستم !
آزمايش
امام صادق عليه السلام فرمود :
هنگامي كه وقت نماز فرا مي رسد، شيعيان ما را آزمايش كنيد و ببينيد اهميت دادن آنها به نماز اول وقت چگونه است ؟
تصميم گرفتم اين بار - که بعد از مدتها تونستم يابم اينجا - يه تغييری تو نوشته هام بدم. اگه دوستان هم منو راهنيی کنن و نظر بدن خيلی ازشون ممنون ميشم .
ساحل خاموش در بهت مه آلود سحر گاهان
چشم وا می کرد و - شايد -
جای پاها را نخستين بار روی ماسه ها می ديد !
ما بر آن نرمای ترد تر روان بوديم .
آسمان و کوه و جنگل نيز
مبهوت از نخستين لحظه ديدار
با خورشيد !
آه گفتی ما در آغاز جهان بوديم!
بر لب دريا
در بهشت بيکران صبحگاهان
ما
چشم و دل در هاله شرم نخستين!
آدم و حوا !
ميلاد
سلام
بالاخره بعد از مدتی دوباره تونستم بيام اينجا . ولادت با سعادت خانوم حضرت .فاطمه زهرا سلام الله عليها را به همه شما عزيزان تبريک عرض می کنم
کلاس سيری بر دعلی کميل
توسط حاج سعيد حداديان
روزهای سه شنبه از ساعت ۴ بعد از ظهر
دانشگاه تهران - دانشکده فنی ( روبروی مسجد دانشگاه) - جنب اتاق بسيج دانشکده
جهت اطمبنان از تشكيل كلاس هر هفته مي توانيى با شماره زير تماس حاصل فرماييد .
۶۴۹۵۳۷۲ مسجد دانشكاه تهران
حديـــــــــــث قـــــــــــدســـــــــی
خداوند می فرمايد: ای بنده من آنگاه که به نماز می ايستی من آنچنان به سخنانت گوش می دهم که گويی همين يک بنده را دارم و تو چنان از من غافلی که گويی چندين خدا داری؟
دلم گرفته بهانه،بهانه زهــــــرا
ببر تو مرغ دل ما را به لانه زهــــــرا
به يا علی دل ما را چو نور باران کن
که هست اسم خدا و ترانه زهـــــــرا
يبن الحسن
بيا که ذکر ظهور تو ورد زهـــــــــرا بود.
ظهور تو کليد خزانه زهــــــــــراست
برای اينکه دل ما ز خواب برخيزد
رسان به گوش فغان شبانه زهــــــــرا
چه می شود دل من با تو همسفر گردد
که عاقبت برسم من به خانه زهــــــــرا
تمام درد ودل من زهجرتو اين است
شوم شبيه عدوی زمانه زهـــــــــــــرا.
فرا رسيدن ايام فاطميه و شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) را به ساحت مقدس آقا امام زمان و شما دوستان تسليت می گويم.
من درخت بید می خواهد دلم...
من گل خورشید می خواهد دلم...
دوست دارم باز باشد راه راز....
تا نماند نیمه ما در نماز.....
دوست دارم سر گل آواز را....
غنچه بازی های فصل ناز را...
تب کنم در داغ عشــــــــــــق لاله ای.....
بوته مریم شوم در هاله ای...
دوست دارم منقرض گردد تنم...
روح باشد دکمه پیراهنم....
روح خالص روح جاری روح پاک...
مثل روح نشئه در رگهای تاک....
با تشكر از زهرا خانم كه اين شعر رو براي من فرستاد .
همين طور از مهتاب خانم - نسترن خانم و زهرا خانم و ساير دوستاني كه به اينجا سر مي زنن بي نهايت ممنونم .
